امشب رحمت دوست جاریست...
مانند رود نه !!!
مانند باران....
اگر دلتان لرزید کسی اینجا محتاج دعاست... به خضوع نه !به التماس...
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 15:27 توسط زینب|
|
ای كشتی نجـات زمان كشتیم شكست
افتاده ام به ورطه گرداب خود پرست
در زیـر تـازیانه رگبــار و صــاعقه
پشتم خمید و رشته امید من گسست
دستـم بگیر و ساحـل امـني ببر مــرا
می ترسم از تلاطم این موج های مست
در عرشـه سفینـه ات ای نـوح كـربلا
جایی برای آدم كشتی شكسته هست؟
هركس كه دید حال پریشان وزار من
تنها نهاد دست تاسف به روی دست
سوگند برخدا كه تو دریا دلی حسین
باید فقط به لطف تو چشم امید بست
نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 8:29 توسط زینب|
|



