تبليغاتX
دلتنگ کربلا

 

امروز وقتی دیدمت بی اختیار زانو هام سست شد و در مقابل

 عظمتت به سجده افتادم...

امروز من به خاطر تمام روز های عمرم شرمنده تو شدم ...

امروز برق نگاهت خرمن جانم را به اتش کشید...

امروز من دلم واسه خدا تنگتر از همیشه شد...

امروز...

خدایا دلم میخاد همیشه سفره دلم رو فقط واسه خودت پهن کنم

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 23:29 توسط زینب| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir