
و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم
وبستم رشته پرواز خود را با هزاران زائر دیگر
به قفل پنجره فولاد آقاهر چه محکم تر
و گفتم ای کران تا بیکران صحن و رواقت
زائرم کردی و غم ها را زدودی از وجودم
زبانم -آشیانم- آب و نانم داده ای
بگذار همین جا بال وپر گیرم
در این جا این وسیع نور قاصد گردم این زوار عاشق را همان دشت شقایق را
بگو تا نامه بر باشم
زبام خود هوایم کن برای یک سفر امشب دعایم کن
که تا کرببلا پر گیرم و بوسم دوباره خاک سرخی را
که بوی سیب سرخ می آید از آن شش گوشه روشن
هوائیم هوائیم دوباره کرببلاییم
هوایم کن هوائیم دوباره کرببلاییم
وقتی به طوس جا به کنار تو میکنم
احساس وصل حق به جوار تو میکنم
در بین خلق از همه با آبروترم
چون کسب آبرو ز غبار درگاه تو میکنم
یک حج به نامه عملم ثبت می شود
با هر قدم که رو به دیار تو میکنم
بر یازده امام چو دلتنگ می شوم
می آیم و طواف مزار تو میکنم....
پ.ن :۱-اینجا بهشت زمین است . هوا پاک پاک است.اینجا دروغ نیست.اینجا آدم ها رنگارنگ نیستند.اینجا خبری از خبرهای بیرون نیست.اینجا فقط من هستم و تو و یک دنیا عاشقی
۲-دلم خیلی خیلی تنگ تو شده آقا....با اینکه تازگی ها پیشت بودم .
۳- بین من و آقا یک قدم فاصله است.می خواهم همین یک قدم را بردارم... صلی الله علیک یا ابالحسن یا امام الرئوف یا ثامن الحجج
۴-هوائیم هوائیم.......


